ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

درمان وسواس

این پست ثابت است. برای دیدن مطالب جدید به پایین بروید. 

پیشینه مختصر دانشی و حرفه­ای 

(با تاکید بر وسواس)

مجتبی دلیر

سوابق تحصیلی 

·         دکتری تخصصی روان­شناسی (1394) 

عنوان رساله: مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری گروهی، تعدیل سوگیری شناختی، و ... بر اختلال وسواس- بی اختیاری

·         کارشناس­ارشد روان­شناسی (1387) 

عنوان پایان نامه: تاثیر مرگ آگاهی بر اختلال اضطرابی وسواس- اجبار

·         کارشناس روان­شناسی (1385) 

عنوان پایان نامه: بررسی تاثیر آموزش سلامت یابی جنسی در بهبود اختلال اضطرابی وسواس فکری- عملی

سوابق حرفه­ای

·         روان­شناس دارای پروانه اشتغال تخصصی از سازمان نظام روان­شناسی (دفتر شخصی- تهران)

·         عضو هئیت مدیره - انجمن روان­شناسی اجتماعی ایران

·         عضو هئیت مدیره انجمن روان­شناسی سلامت ایران

·         مولف، مترجم و پژوهشگر

·         مدرس دانشگاه

افتخارات و جوایز

·         مولف و پژوهشگر نخبه دانشگاه پیام­نور 1390

·         مدرس نمونه دانشگاه پیام­نور تهران (دریافت لوح تقدیر) 1391

·         دانش­آموخته ممتاز كشوری كارشناسي­ارشد روان­شناسي (دریافت تندیس و لوح تقدیر) 1387

·         دانش­آموخته نمونه كارشناسي روان­شناسي (دریافت تندیس و لوح تقدیر) 1385

مقالات علمی - پژوهشی (نویسنده مسئول)

·     دلیر مجتبی، علی­اکبری دهکردی مهناز.(1391). تاثير آموزش رفتارهای سالم جنسی در کاهش نشانه­های اختلال اضطرابي وسواس-بي­اختياري. مجله دانشور رفتار، 19(7)، 91-102. (ISC)    

·     زارع حسین، شقاقی فرهاد، دلیر مجتبی.(1390). اثر افشای نوشتاری بر شدت علائم وسواسی و افسردگی مبتلایان به اختلال وسواس-اجبار. مجله روان­شناسی بالینی، 4(12)، 27-34. (ISC)    

·     علی­اکبری دهکردی مهناز، دلیر مجتبی.(1388). تاثیر مرگ­آگاهی بر نیرومندی باور، اجتناب و افسردگیِ مبتلایان به اختلال وسواس-اجبار. مجله دست­آوردهای روان­شناختی، 4(16)، 87-106. (ISC)     

·     دلیر مجتبی.(1386). تاثیر آموزش سلامت­یابی جنسی در بهبود اختلال اضطرابی وسواس-اجبار. خلاصه مقالات سومین کنگره سراسری خانواده و سلامت جنسی، ص 41.

·         Aliakbari Dehkordi, M., Dalir, M. (2010). Effect of death awareness on strength of believes avoidance and depression of individual with obsessive – compulsive disorder. Abstracts of the 27th International Congress of Applied Psychology, Melbourne, Australia and p.800.

·         Aliakbari Dehkordi, M., Dalir, M. (2009). Effect of Sexual Health Education on improvement of Obsessive-Compulsive Disorder. Abstracts Book of 23th Annual Conference of the European Health Psychology Society held in Pisa, Italy.

تالیف و ترجمه

·     فریمن جی بی، گارسیا ای ام. (2009). درمان خانواده محور کودک وسواسی- راهنمای عملی درمان شناختی- رفتاری. ترجمه مجتبی دلیر.(1391). تهران: ارجمند.

·     تریگول پی. (2005). کمک به افراد مبتلا به مشکلات جنسی؛ رویکردی عملی برای متخصصین بالینی. ترجمه مجید صفاری­نیا و مجتبی دلیر.(1390). تهران: ارجمند.

·         کنت سی.(2009). فنون پیشرفته مشاوره و رواندرمانی. ترجمه مجتبی دلیر (1393). تهران: ارجمند.

+ نوشته شده توسط ضد وسواس در چهارشنبه یکم بهمن 1393 و ساعت |

یک رفتار اجباری عجیب دیگر! 

با تشکر از دکتر امیرپور 

«کوین» جوان 27 ساله‌ای است که عجیب‌ترین اعتیاد دنیا را دارد و از آن بسیار لذت می‌برد؛ در حالی که شاید اکثر انسان‌ها اگر یک روز جای او باشند دیوانه می‌شوند چون انجام بسیاری از کارهای زندگی سخت می‌شود.

این جوان اهل شیکاگو به گچ گرفتن اندام‌های بدنش اعتیاد پیدا کرده است و بدون آنکه استخوانی از بدنش شکسته باشد، دوست دارد آن را گچ بگیرد. این اعتیاد برای مدت 21 سال است که همراه اوست و راهی برای خلاصی از آن پیدا نکرده است.

این مرد از ابتدای اعتیادش تا به حال بیش از 50 هزار دلار خرج خرید آتل‌های گچی یا گچ گرفتن بدنش به روش سنتی کرده است. در حالی که وی می‌داند این کار بسیار احمقانه و عجیب است، اما باز هم اصرار دارد آن را انجام دهد.

این جوان می‌گوید: «من کاملاً سالم هستم و بدنم حتی یک خراش هم ندارد اما وقتی در یک آتل قرار می‌گیرم یا عضوی از بدنم در گچ باشد، احساس راحتی یشتری می‌کنم و حس خوبی در رگ‌های من جاری می‌شود.


وی در ادامه افزود: «در سن 6 یا 7 سالگی بودم که این اعتیاد شروع شد و آن زمان به دنبال این بودم تا دستمال‌های دستشویی را بدزدم و سپس خیسشان کنم و روی بدنم بگذارم تا احساس بهتری داشته باشم. این روزها به دنبال راهی برای از بین بردن این اعتیاد هستم اما هنوز نتوانسته‌ام این کار را انجام دهم.»
مرجع / باشگاه خبرنگاران
+ نوشته شده توسط ضد وسواس در چهارشنبه هشتم بهمن 1393 و ساعت |

پیکار با هیولای وسواس!

ده چیزی که وسواس نمی­خواهد شما بدانید!

نوشته دکتر جان دی موره

ترجمه آزاد از مجتبی دلیر

 

اسم من اختلال وسواس اجباره اما شما منو همون وسواس صدا کنید. احتمالاً من از کودکی بخشی از زندگی شما بودم که باعث می­شدم طوری فکر و رفتار کنید که انگار باقی آدما فرق دارید. حالا می­خوام درباره کارهای «عجیب» صحبت کنم؛ کارهایی مثل رفتارهای آیینی یا افکار مزاحم و فاجعه آمیز. من مخصوصاً وقتی احساس قدرت می­کنم که می­تونم ترس­های غیرمنطقی رو برانگیخته کنم؛ ترس­هایی که در گوشه کنار و اعماق ذهن شما کمین کردن. آیا شما فوق­العاده از میکروب می­ترسید؟ بسیار نگرانید که فردی که دوستش دارید در یک حادثه رانندگی کشته بشه؟ در مورد یک عدد خاص وسواس دارید؟ بله، این منم، یار دیرین شما، وسواس! آه، چطور می­تونم زندگی شما را به گند بکشم؟! البته چیزی که شما نمی­دونید اینه که من در برابر 10 چیز بخصوص که به شدت ضعیفم می­کنن آسیب­پذیرم. وقتی شما هر کدام از آنها را انجام بدید قدرتم را از بین می­برید. اگر چند تا از آنها را با هم و یک جا انجام بدید مثل گل پرپر می­شم. راستش نباید اینا رو به شما بگم چون اینجوری دارم رازامو افشاء می­کنم اما به هر حال می­خوام این کارو انجام بدم. آماده­اید؟ بریم سر اصل مطلب!

10 چیزی که وسواس نمی­خواد شما بدونید

1. شناسایی تحریف­های شناختی

وقتی شما تشخیص می­دید که من باعث ایجاد تحریف­های شناختی در شما شدم، منفجر می­شم! این کار شما معنیش اینه که فهمیدید افکار غیرمنطقی­تون فقط فکرن. قدرت شما در تشخیص این تحریف­ها این شانس رو از من می­گیره که در زندگی شما ترس، افسردگی و اضطراب ایجاد کنم.

2. درمان شناختی رفتاری

یکی از قدرتمندترین سلاح­هایی که می­تونید در برابر من استفاده کنید درمان شناختی رفتاریه. وقتی شما با یک درمانگر تیمی تشکیل می­دید و او به شما یاد می­ده که چطور با افکار وسواسی که انعکاسی از باورهای غیرمنطقی هستند رفتار کنید در سه کنج قرار می­گیرم.

3. فعالیت جسمانی

وقتی از فعالیت جسمی برای غلبه طبیعی بر افکار منفی استفاده می­کنید، آسیب جدی به من موذی می­زنید. دارم درباره قدرت آمادگی جسمانی و سایر انواع ورزش حرف می­زنم. وقتی اضطرابتونو به سمت فعالیت­های سالم هدایت می­کنید نمی­توم تحملش کنم. ترجیح می­دهم شما بشینید و درباره یک چیزی دچار وسواس بشید که باعث بهم ریختن سیستم گوارشتون بشه!

4. زندگی کردن بر اساس ذهن­آگاهی

وقتی شما به طور ذهن­آگاهانه زندگی می­کنید یعنی شما در اینجا و اکنون زندگی می­کنید و درباره شخص، شیء یا موضوع خاصی دچار وسواس نیستید. آه که چقدر متنفرم از وقتی که در حال انجام مراقبه ذهن­آگاهانه یا هر فعالیت دیگری هستید که افکارتون رو از حضور سمّی من پاکسازی می­کنه!

5. انتخاب شادی

این واقعاً برای من زجرآوره که شما آگاهانه شادی رو بخشی از زندگی روزانه خودتون کنید. وقتی که واقعاً باور می­کنید که سزاوار شادی و عشق هستید تمام نقشه­هام برای بدبختی ابدی­تون رو نقش بر آب می­کنید. این چیزی نیست که من می­خواهم! اَاَاَاَاَاَاَه!

6. پذیرش

لحظه­ای که تصمیم بگیرید حضورم رو در زندگیتون بپذیرید، خواهم رفت به جهنم! فهمیدید، من می­خوام که شما وجودم رو انکار کنید چون با اینکار باعث قدرتمندتر شدن من می­شید! پس وقتی اجازه می­دید افکار وسواسی از سر شما عبور کنن و سپاسگزار ذهن­تون بخاطر حضور آنها می­شید، تبدیل به آجیل می­شم!

7. خود- مراقبتی

هروقت از رفتارهایی بر ضد من استفاده می­کنید مثلاً در حال خود- مراقبتی هستید، به نوعی بازنده می­شم. من نمی­خوام شما روی داشتن یک برنامه غذایی سالم یا ایجاد یک شبکه قوی حمایتی تمرکز کنید. به خاطر داشته باشید، هدف من منحرف کردن تمام کارهایی است که شما انجام می­دهید تا ترس­ها و وسواس­هاتون تنها دغدغه شما باشن.

8. مصرف دارو

واقعاً ناراحت می­شم وقتی از داروهای مخصوص درمان اضطراب و افسردگی استفاده می­کنید. شما با اینکارتون گام­های فعالانه­ای برای از بین بردن نیروی من برمی­دارید و در نتیجه مانع تلاش­هام برای به بدبختی کشاندنتون می­شید!

9. خندیدن

وقتی قادر باشید به خودتون بخندید بخصوص به توانایی من برای وادار کردن شما به تفکر غیرمنطقی، احساس تحقیرشدن می­کنم. واقعاً متنفرم از وقتی که به خودتون می­گویید، "این وسواسه دوباره دهن گشادشو باز کرد" و بعدش می­روید سراغ کارهاتون. این یکی واقعاً گند می­زنه به من!

10. گروه حمایتی

یکی از سلاح­های کُشنده­ای که می­توانید بر علیه من به کار ببرید دوست شدن با افراد دیگری است که وسواس دارند. گروه­های حمایتی برای برند مشهور من یا همون «جادو و سحر روانی» مشکل جدی بوجود می­آورند! شرکت شما در چنین فعالیت­های سالمی به این معنیه که شما به سلامتی اهمیت می­دهید و نه به من! ننننننننننننننننه!!

نکته پایانی

چند کار دیگر می­توانید انجام بدهید تا از شر من خلاص بشید، از جمله آموزش دیدن درباره توان من در ایجاد تحریف. خب! خیلی ورراجی کردم! استفاده از این 10 چیز به خودتون بستگی داره! فقط یادتون باشه که من همیشه هستم و در تاریکی­ها کمین کردم تا زندگی شما رو خراب کنم! من با آدمای زیادی رفیقم حتی با برخی ستارگان بزرگ. یکی از بهترین همدستانم افسردگیه، یعنی یک هیولای دیگه که رازهایی داره که نمی­خواد شما بدونید! حالا دیگه باید برم. تا بعد!

لطفا برای خواندن مطالب بیشتر درباره وسواس به www.zeddevasvas.blogfa.com مراجعه نمایید.

+ نوشته شده توسط ضد وسواس در جمعه بیست و ششم دی 1393 و ساعت |

 

این هفته درک عموم از بیماری‌های روانی بیشتر مورد آسیب قرار گرفت؛ این‌بار توسط نیکول کیدمن؛ در زیر بخشی از مصاحبه بازیگر برندة جایزه اسکار درباره نقشش در فیلم پدینگتون را می­خوانید.

 قرار بود یک مصاحبه در مورد نقش جدید او در فیلم پدینگتون انجام شود، کیدمن در مورد اینکه چگونه او خود را با کیت اربن (نقش او در فیلم) هماهنگ می‌کند صحبت کرد:

" من کارهای خاصی [در خانه] انجام می‌دهم. من عاشق شستن لباس‌ها هستم. من عاشق انجام دادن این کار هستم، عاشق تماشای خارج شدن آب آلوده از لباس‌ها هستم. خیلی وسواسی به نظر می‌رسم. فقط دوست دارم لباس‌ها را تمیز ببینم."

مصاحبه فضایی طنز‌آمیز داشت. با این حال پدر کیدمن، دکتر آنتونی کیدمن، یک روانشناس قابل احترام بود که در سال 2005 مدال افتخار استرالیا را برای مشارکت‌های خود در روانشناسی بالینی دریافت نمود.

مهم است به یاد داشته باشید که وسواس چیز ساده‌ای در مورد پاکیزگی نیست، و بسیاری از افراد مبتلا به وسواس به واسطه اختلالشان نمی‌توانند پاکیزه باشند. با اینکه کیدمن در مورد تجارب اضطراب‌زای خود در گذشته صحبت کرد، اما نظرات او در اینجا آسیب‌رسان هستند. کسی نمی‌تواند "خیلی وسواسی" باشد. یک فرد مبتلا به وسواس، مثل افراد دیگری نیست که به یک مسئله سلامت روان مبتلا هستند، فرد وسواسی از وسواس خود رنج می‌برد.

اصطلاح "من خیلی وسواسی هستم" اخیرا در مرکز چندین کمپین بین‌المللی، به منظور ایجاد درک متقابل در بین افراد مبتلا به وسواس مطرح شد که در حقیقت، یک ناتوانی بسیار فلج‌کننده و تضعیف‌کننده است. افراد مبتلا به وسواس پرندگان کوچکی نیستند که شما به روش خودتان برای کار در موردشان مطالعه کنید، به‌وسیله افرادی که به نظر می‌رسد خودشان ایرادگیر هستند یا به وسیله چیزهایی که کمی "دور از ذهن" هستند دچار دردسر شده باشند.

وسواسی، مادری است که نمی تواند از فرزندش بواسطه ترس از آسیب رساندن ناخواسته به او مراقبت کند، یا مردی که 48 بار به یک اتاق وارد و از آن خارج می‌شود به دلیل اینکه کاشی‌های ترک خورده او را عذاب می‌دهند. وسواسی، نوجوانی است که نمی‌تواند خانه‌اش را بدون ترس از آسیب زدن به دیگران ترک کند چون ذهنش به او می‌گوید که تو انسان بدی هستی که می‌خواهی آسیب رسان باشی.

یک فرد مبتلا به وسواس میل شدیدی برای انجام برخی کارها به صورت تکراری دارد- که به عنوان تشریفات یا اجبارها شناخته می‌شوند- با هدف دور کردن افکار ترسناک، جلوگیری از رخدادهای وحشتناک، و یا اطمینان‌گیری بسیار از اینکه همه چیز ایمن، پاکیزه، یا به نحوی مناسب ‌باشد.

                                                                                      27 نوامبر 2014

+ نوشته شده توسط ضد وسواس در پنجشنبه یازدهم دی 1393 و ساعت |

عدد شمارش من هفت یا مضربی از آن است. اگر من در حال عبور از خیابان هستم، دوست دارم در هفت گام بگذرم- یا 14، 21 و . . . بسته به عرض خیابان. همینطور، بالا و پایین رفتن از پله‌ها یا پله‌برقی. اغلب اینکار را به وسیله چند قدم بزرگ، یا قدم‌های کوچک در بالا/پایین/اطراف خیابان انجام می‌دهم. پنهان کردن این وسواس بسیار آسان است.

برای هارون در تیمارستان، این کار پیچیده‌تر است. وسواس او می‌خواهد که کمد لباس‌های زیرش را باز کند و آنها را به تعداد معینی بازبینی کند. او اعداد جادویی دارد: 1 (اگر شانس بیاورد)، 2، 4، 7، 11، 13 (!)، 16، 24، 33، 53 . . .من فکر نمی‌کنم الگوی خاصی بین آنها وجود داشته باشد. باز و بسته شدن در کمد باید با صدای بلند باشد، در غیر این‌صورت به حساب نمی‌آید. این کار بسیار خسته‌کننده و زمان‌بر است، به خصوص اگر هارون برای رفتن به کار دیرش شده بود. او مدیر یکی از بخش‌های شرکت نفت است.

من ادعا نمی‌کنم که این دو وسواس یکسان است. عبور کردن من از خیابان با ضریبی از هفت قدم تأثیر کمی بر زندگی من دارد. وسواس چک کردن کشوی هارون و بستن در، و هر چیز دیگری تأثیر بزرگ و مخربی بر او دارد. به همین علت او تحت درمان فشرده در بیمارستانی در جنوب لندن قرار گرفت.

+ نوشته شده توسط ضد وسواس در پنجشنبه چهارم دی 1393 و ساعت |

تمام دانشجویان درس مشاوره شغلی (هر دو گروه) و همچنین دانشجویان درس فنون مشاوره لازم است در جلسه آخر حضور داشته باشند. در غیر اینصورت با توجه به سقف غیبت ها در فهرست محرومان پایان ترم قرار خواهند گرفت.

+ نوشته شده توسط ضد وسواس در دوشنبه یکم دی 1393 و ساعت |

 اخیراً به فردی گفتم:"من وسواس دارم و در حال مصرف دارو و انجام کارهای درمانی دیگر هستم". او با تعجب زیادی به من نگاه کرد. احساس کردم به این دلیل بود که گفتم در حال مصرف دارو هستم. من به دنبال همدردی یا تلاش برای جلب توجه نبودم بلکه تلاش می‌کردم خودم را از آنهایی که می‌گویند "اوه، من در فلان کار خیلی وسواسی هستم" متمایز کنم. وقتی که به مصرف دارو اشاره کردم یا اینکه گفتم اختلال من توسط یک روانشناس و روانپزشک تشخیص داده شده است، تلاش می‌کردم تأکید کنم که این اختلال بسیار جدی است. اکثر افراد اینطور واکنش نشان می‌دهند که "اوه، بله! من هم همه کتاب‌هایم را به ترتیب حروف الفبا مرتب می‌کنم و از اینکه کسی نظم آنها را به هم بزند متنفرم"، یا مواردی شبیه به این. من معتقدم اینکار تلاشی است برای یافتن نقاط مشترک، اما برای من مثل این است که بگویم من سرطان دارم و اینطور پاسخ بشنوم که "اوه! من هم هفته پیش یک آنفولانزای وحشتناک داشتم". خواهش می‌کنم مردم این اختلال را جدی بگیرند. 

 29  آپریل 2014  

دیوید آدامز  

یک فرد مبتلا به وسواس

+ نوشته شده توسط ضد وسواس در پنجشنبه بیست و هفتم آذر 1393 و ساعت |

1- وسواس یک اختلال مزمن است. 

2- شک و احساس گناه دو ویژگی اصلی وسواس است. 

3- هرچند می­توانید در مقابل انجام یک رفتار وسواسی مقاومت کنید، نمی­توانید به یک فکر وسواسی فکر نکنید.  

4- درمان شناختی رفتاری بهترین نوع درمان برای اختلال وسواس اجبار است. 

5- هر چند خوردن دارو کمک­کننده است اما به خودی خود درمان کاملی نیست. 

6- شما نمی­توانید و نباید وابسته به کمک دیگران برای اداره اضطراب خود و خوب­شدن باشید. 

7- هدف هر درمان خوبی آموزش شما برای تبدیل شدن به درمانگر خودتان است. 

8- برای روبرو شدن با وسواس نمی­توانید بر شهود خودتان متکی باشید. 

9- درمان شدن زمان­بر است. 

10- باید برای مقابله با خطر بازگشت نشانه­های وسواس آماده باشید.  

توضیح هر مورد را می توانید در پست های قبل بخوانید.

+ نوشته شده توسط ضد وسواس در جمعه چهاردهم آذر 1393 و ساعت |

 وسواس قابل درمان است. 

+ نوشته شده توسط ضد وسواس در یکشنبه نهم آذر 1393 و ساعت |

بعد از دو سال منتشر شد!
فنون پیشرفته مشاوره و رواندرمانی
مولف کریستیان کنت ترجمه مجتبی دلیر انتشارات ارجمند  

 

کتاب‌های زیادی در زمینۀ مشاوره و روان‌درمانی در بازار موجود است اما وقتی بدانید کتابی که در دست دارید اثر یک نظریه‌پرداز موفق در کار بالینی است و در حجم بسیار کمی رویکرد منحصر به فرد خود یعنی مشاورۀ عمقی را به شیوه‌ای جالب و جذاب با استفاده از افسانه‌های ملل مختلف و داستان‌های فرهنگ‌های گوناگون از ایران تا یونان باستان در ترکیب با مثال‌های بالینی متعدد مطرح کرده است وسوسه خواهید شد که آن را مطالعه کنید.

کتاب‌های روان‌درمانی بیشتر بر توضیح بی‌روح مفاهیم متمرکزند اما کتاب حاضر هر فن را بطور مختصر و با اشاره‌ای کوتاه در مورد چارچوب نظری و بوسیله مثال‌های بالینی و کاربرد آن‌ها شرح داده است. متن کتاب به گونه‌ای است که گویی با خواندن آن اگرچه خواننده خود درمانگر است یک‌ بار دیگر و به روشی متفاوت درمان می‌شود. زبان محاوره‌ای، همراه با داستان‌های شیرین و با محتوای عمیق و به یاد ماندنی، بعلاوۀ نکات آموزنده و بینش‌آفرین برای مشاوران و مراجعان، کتاب را پُر نشاط کرده است. در هر صفحه از این اثر خواننده با موضوعی ناب مواجه می‌گردد و بینشی نو بر دانش وی افزوده می‌شود.

نویسندۀ کتاب، دکتر کریستیان کُنت، عضو هیئت علمی گروه مشاوره و روان‌شناسی تربیتی دانشگاه نِوادا است. وی جایزۀ نقره‌ای مربوط به تدریس را دریافت کرده، در چندین مجلۀ تخصصی مقاله‌های مرجع منتشر نموده، و گستره‌ای از موضوعات، از جمله روان‌شناسی تحلیلی، نظریۀ تسلیم، پنج خطای ارتباط، و تلفیق افسانه‌ها با مثال‌های بالینی را در سخنرانی‌های ایالتی، ملّی و بین‌المللی برای دانشگاه‌ها و سازمان‌ها در سراسر آمریکا  ارائه داده است. در حال حاضر دکتر کنت مشغول مطالعۀ کاربرد رویکرد مشاورۀ عمقی ابداعی خودش برای مجرمان خشونت‌های خانوادگی در جنوب دریاچه تاهو در کالیفرنیا است. همچنین، برای سازمان‌های اجتماعی در نوادا و کالیفرنیا مشاوره‌های بالینی ارائه می‌دهد.

+ نوشته شده توسط ضد وسواس در پنجشنبه ششم آذر 1393 و ساعت |