ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

درمان وسواس

 

وسواس یک اختلال واقعی است و نیاز به درمان تخصصی دارد.

+ نوشته شده توسط ضد وسواس در و ساعت |

پيشگيري اوليه در هر اختلالي آموزش است. براي آموزش فرد وسواسي و خانواده او يك سري نكات اساسي وجود دارد كه افراد بدون اينكه درگير اين اختلال شوند مي توانند انجام دهند.

1- خانواده ها روش هاي شناخت و پيشگيري از تاثيرات مخرب فشار رواني را ياد بگيرند.

2- افراد آگاه باشند هرگاه از نظر ساختار رواني ضعيف شدند مثلا هنگامي كه ترس بزرگي در زندگيشان وارد شد آنجا نقطه اي است كه احتمالا وسواسي مي شوند.

3- يكي از مهمترين موارد هشدار دهنده براي پيشگيري از ابتلا به وسواس اين است كه بدانند هركسي شخصيت وسواسي دارد مستعد ابتلا به اختلال وسواس است. با دادن تستها و مشاوره با روانشناس شخصيت خود را مورد سنجش قرار دهند.

4- افراد ارزيابي كنند كه آيا وسواس به طور ارثی در خانواده شان وجود دارد يا نه؟

5- خودداري از قرار گرفتن در درگيري هاي بزرگ و مزمن در روابط خود يا اطرافيان يا روابط زناشويي.

+ نوشته شده توسط ضد وسواس در و ساعت |

عواملی که در شکل­ گیری و تداوم وسواس دخالت دارند به چهار دسته تقسیم می ­شوند که در جریان درمان بایستی حذف یا اصلاح گردند:

۱- عوامل زمینه ساز: مثل استعداد وراثتی، تربیت معیوب یا محدودکننده و...

۲- عوامل آشکارساز: مثل ازدواج ناموفق، شکست تحصیلی، خیانت، ناکامی، مرگ و فقدان عزیزان

۳- عوامل نگهدارنده: عواملی هستند که وسواس فرد را گرچه کوچک یا ضعیف باشد پایدار نگه می­ دارند.

۴- عوامل تکمیل­ کننده: مثل حمایت اطرافیان و نفع ثانوی وسواسی بودن و...

 

هشدار!

ازدواج نقطه عطفی برای بروز وسواس است. پس اگر قصد ازدواج دارید بدانید ازدواج عامل یا متغیری است که در صورت دارا بودن عوامل زمینه ­ساز ممکن است وسواس ­تان را آشکار یا تشدید کند.

+ نوشته شده توسط ضد وسواس در و ساعت |

فرد مبتلا به شخصیت وسواسی که ممکن است افکار و اعمال وسواسی نداشته باشد از ابزار هیجانات گرم و محبت آمیز ناتوان است. چنین فردی بسیار جدی، خشک و رسمی رفتار می کند. بی نقص گرایی افراطی در این افراد موجب تمرکز بر جزئیات متعدد می شود تا جایی که به ناتوانی در درک مفهوم کلی موضوع می انجامد. این افراد اصرار دارند که امور مطابق دستورالعمل آنها و بدون توجه به نظر دیگران انجام شود. شخصیت وسواسی نمی تواند از اوقات فراغت لذت ببرد و همیشه در حالت بی تصمیمی قرار دارد. ظاهر این افراد اصطلاحآ اتو کشیده و عصا قورت داده است.

+ نوشته شده توسط ضد وسواس در و ساعت |

وسواس به دو شکل طبقه بندی می شود: اختلال وسواس یا OCD و اختلال شخصیت وسواسی یا OCPD که ممکن است فر مبتلا به طور همزمان به هر دوی آنها و یا صرفا به یکی مبتلا باشد.

اختلال وسواس (OCD) به دو صورت است:

۱ـ وسواس فکری: کسانی که به وسواس فکری مبتلا هستند  نمی توانند جلوی افکار و تصاویر مزاحم تکراری و رنج آور خود را بگیرند. اغلب این افکار مربوط به افکار شرم آور جنسی مذهبی و پرخاشگری است. افراد مبتلا به وسواس فکری عمل وسواسی را در ذهن خود انجام می دهند.

۲- وسواس عملی: مبتلایان به وسواس عملی در انجام دادن رفتارهای خاصی خود را مجبور می بینند. چهار نوع اصلی اعمال وسواس عبارتند از شستن مثل شستن مکرر دستها بدن لباسها اشیاء و غیره. وارسی کردن مثل وارسی کردن خاموش بودن چراغ ها  بسته بودن شیر گاز قفل بودن درب منزل و غیره. شمارش کردن مثل شمردن تعداد درختان مسیر حرکت تعداد سنگ فرش های خیابان یا تعداد تیرهای چراغ برق و غیره. تقارن مثل مرتب کردن قفسه کتاب ها به ترتیب اندازه آنها  جفت کردن کفشها و غیره است.

+ نوشته شده توسط ضد وسواس در و ساعت |

به نظر شما آیا ارتباطی میان دین داری و ابتلا به وسواس وجود دارد؟

+ نوشته شده توسط ضد وسواس در و ساعت |

وسواس یک ایده، فکر، تصویر، احساس یا حرکت مکرر یا مصر است که با نوعی احساس اجبار و ناچاری ذهنی و علاقه به مقاومت در برابر آن همراه است. فرد مبتلا متوجه بیگانه بودن این پدیده نسبت به شخصیت خود بوده از غیر عادی و نابهنجار بودن رفتار خود، آگاه است. آنچه در وسواس برای عموم قابل مشاهده است تنها خارجی ترین لایه وسواس یعنی اعمال و آداب تکراری و تشریفاتی است مثل شستن مکرر و تشریفاتی دستها و یا وارسی کردن شیر گاز برای اطمینان از بسته بودن آن و غیره اما این رفتارهای به ظاهر بیهوده و بدون علت در واقع دارای علل پنهانی هستند که اغلب از حالت اولیه به شکل پیچیده ای تغییر شکل یافته و از لایه های عمیق به سطح آمده است و به شکل خاصی مثل شستن، وارسی کردن و غیره جلوه می کند. پس در وسواس هم رابطه علت و معلولی وجود دارد اما این رابطه کاملا پیچیده، پنهانی، تغییر شکل یافته و جابجا شده است. برای توضیح بیشتر می توان گفت در وسواس خارجی ترین لایه همان آداب و تشریفات وسواسی لایه قبلی اضطراب قبل از آن لایه فکر مزاحم  پیش از آن تحریفهای شناختی  یک لایه عمیقتر فرض های ناکارآمد قبل از آن باورهای غلط و پیش از آن طرحوارک و طرحواره های منفی قرار دارد. بنابراین، وسواس اختلالی پیچیده است که درمان بسیار دشواری هم دارد.

+ نوشته شده توسط ضد وسواس در و ساعت |

وسواس ممکن است برای هر کسی اتفاق بیفتد و هیچ کس نمی تواند ادعا کند که هیچوقت وسواسی نخواهد شد. از آنجایی که در جامعه ما اصولا ابتلاء به اختلال و کسالت روانی ننگ بزرگی محسوب می شود پس می توان درک کرد فردی که به وسواس دچار می شود چه رنج مضاعفی را تحمل می کند: از یک طرف وسواس، او و اطرافیانش را آزار می دهد و از سوی دیگر اقدام برای جستجو و دریافت درمان موثر از نظر اجتماعی مشکلاتی را برای فرد مبتلا و خانواده اش ایجاد می نماید. پس، اولین قدم برای نجات یافتن فرد وسواسی زدودن ننگ وسواس است که مانع از آشکار کردن بیماری حتی برای نزدیکترین افراد فرد مبتلا می شود و همچنین مانع بزرگی بر سر راه مراجعه فرد وسواسی برای درمان است. این مهم جز از طریق اطلاع رسانی و آموزش میسر نمی گردد. پس برای مقابله و نابودی آن دست در دست یکدیگر دهیم و پیام های آگاهی بخش ضد وسواس را به دیگران انتقال دهیم.

+ نوشته شده توسط ضد وسواس در و ساعت |

+ نوشته شده توسط ضد وسواس در و ساعت |

 

 

نوشتۀ سامی کلارا، 23 مارس 2015

با تشکر از ترجمه سرکار خانم فرزانه رسانه- کارشناس ارشد روان شناسی

اجازه دهید مقاله‌ام را با گفتن این مطلب آغاز کنم که هرکسی که تا به حال ادعا کرده است که نسبت به چیزی"خیلی وسواسی" بوده است، اگر وحشت این اختلال ناتوان کننده را به‌درستی درک می‌کرد، شاید هرگز این عبارت را استفاده نمی‌کرد. در آن صورت او هرگز آرزو نمی‌کرد که "خیلی وسواسی" باشد. در واقع هیچ‌کس آرزو نمی‌کرد.

وقتی که شما عبارت "اختلال وسواس- اجبار" را می‌شنوید، احتمالاً تصاویری از افراد به ذهنتان خطور می‌کند که اغلب، دستهایشان را بیش از حد می‌شویند، یا فردی که قفسة مواد غذایی خود را بر اساس اندازه و رنگ محتویات آن نظم و ترتیب می‌دهد.

شاید آنچه که شما در مورد وسواس نمی‌دانید، عذاب وحشتناک و فوق‌العاده دردناکی است که هر روز در ذهن فرد مبتلا جریان دارد. یک فرد مبتلا به وسواس کسی نیست که نسبت به چیزها ایرادگیر باشد، آنها نمی‌خواهند که نگران قیمت بنزین باشند، یا نگران اینکه سیم تلفن شما شبیه چه چیزی است. این‌ها همگی بازنمایی‌های نادرستی دربارة وسواس هستند. وسواس به‌ بدترین شکل مورد تمسخر واقع شده است.

زمان زیادی است که وسواس به‌وسیلة جامعه، به‌ویژه رسانه‌های جمعی به طنز گرفته شده و مسخره می‌شود. ارجاعات وسواس در فیلم و تلویزیون به‌طور غم‌انگیزی اشتباه هستند، که باعث می‌شود بیننده اطلاعات نادرستی را دربارة این اختلال روانی دریافت کند.

دو سال پیش، قبل از اینکه وسواسم تشخیص داده شود، من همیشه باور داشتم که وسواس چیزی بیش از شخصی که تمیزی را دوست دارد نیست. با وجودیکه هرگز افراد مبتلا به این اختلال را مسخره نکردم، وسواس را جدی نمی‌گرفتم چرا که من نیز مانند بسیاری دیگر در مورد اینکه وسواس چیست اطلاعات نادرستی داشتم. بدتر از آن این بود که من حدود بیست سال با این اختلال زندگی کرده بودم، بدون هیچ اطلاعی از اینکه بدانم چیزی که من از آن رنج می‌بردم چیست.

مانند بسیاری از افراد مبتلا، من به‌واسطة این اختلال در سکوت کامل زندگی کرده‌ام؛ ساده است، به دلیل اینکه ما خیلی کم در مورد این اختلال می‌دانیم. اگر من در سن 12 سالگی می‌دانستم که وسواس چیست، به جای مدفون کردن افکارم و ترسیدن از آن‌ها، به دنبال کمک می‌رفتم.

از تصاویر مزاحم دربارة آسیب زدن تا افکار جنسی نامعقول و انزجار آور، من با سوالات اخلاقی شکنجه می‌شدم و در احساس گناه بسیار عمیق گرفتار شده بودم که موجب شد من به دفعات بخواهم به زندگی‌ام خاتمه دهم. آن روزها، روزهای بدی بودند، من تمایل به خودکشی داشتم و با ناامیدی به افکار وسواسی عمل می‌کردم.

زندگی کردن با وسواس شبیه زندگی کردن با یک زورگو در درون ذهنتان است. او همواره وجود دارد، همیشه آمادة حمله به هر حرکت شماست و به هر فکری که داشته باشید اعتراض می‌کند. سخت‌تر این است که وقتی شما تلاش می‌کنید تا در برابر این افکار مقاومت نشان دهید، او بیشتر به شما حمله می‌کند.

در حقیقت وسواس به چیزی حمله می‌کند که شما دوست دارید. به همین دلیل وقتی یک مادر مبتلا به وسواس که کودکش را دوست دارد و برای محافظت از او هرکاری انجام می‌دهد، ممکن است از افکار مزاحم آسیب زدن به دخترش پس از زایمان او رنج ببرد. شاید او می‌خواهد سوء استفادة جنسی از نوزادش را نظاره کند، نه به این دلیل که او دوست دارد، بلکه به خاطر اینکه بسیار وحشت زده است. وسواس روی بدترین ترس‌های شما کار می‌کند و شما باور می‌کنید که مستعد انجام آنها هستید.

از دوران کودکی، وسواسم مرا متقاعد ساخته بود که انسان بدی هستم. نمی‌خواهم در اینجا به جزئیات بپردازم چون در قالب کلمات ادا کردن آن بسیار دردناک است، و مهم نیست که چقدر تلاش می‌کنم تا باور کنم که این فقط وسواس است، من هنوز به طور کامل متقاعد نشده‌ام افکاری که تجریه می‌کنم، من نیستم.

پنج سال پیش، پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه، وسواسم به طور فزاینده‌ای بدتر شد، تا اینکه یک روز، من تسلیم شدم. در طی شش ماه، از فروپاشی کامل روانی رنج می‌بردم و در تمام این مدت به خاطر ترس از همه چیز اتاق خوابم را ترک نکردم.

یک روز صبح از خواب بیدار شدم و تصمیم گرفتم که کنترل وسواس را در برخی مسائل کوچک به دست بگیرم و این زمانی بود که تصمیم گرفتم مجلة کالت نویز را تأسیس کنم. من ایده‌ام را با یکی از دوستان صمیمی‌ام مطرح کردم و با هم این مجله را بنیان گذاشتیم. این مجله خارج از تمام ناکامی‌ها و دردهایی که وسواس برایم ایجاد کرده بود ساخته شد.

به‌عنوان سردبیر مجلة کالت نویز، من هر روز با یک چالش مواجه هستم و با کابوس زندگی می‌کنم. وقتی که کار ویراستاری را انجام می‌دهم، افکار مزاحم را تجربه می‌کنم. افکاری که به من می‌گوید "چیزهای بدی" در مقالة یک نفر خواهم نوشت. من از هر مقاله‌ای که چاپ می‌کنم عکس می‌گیرم و در طول روز وقتی‌که دچار حملة وحشت زدگی می‌شوم به آنها رجوع می‌کنم.

امروز این اتفاق برایم رخ داد که چهار روز دندان‌هایم را مسواک نکرده‌ام چراکه من با استفاده کردن از چیزی غیر از خمیردندان بر روی مسواکم دچار وحشت‌زدگی شدم. این جمله همیشه وجود دارد که "چه اتفاقی می‌افتاد" اگر من می‌توانستم هر کار کوچکی را انجام دهم.

وسواس سال‌های زیادی از زندگی‌ام را از من گرفته است و روزهای زیادی است که همچنان به این کارش ادامه می‌دهد. دچار محدودیت خانگی شده‌ام، من دیگر قادر نیستم که به تنهایی خانه را ترک کنم، و نیازمند مراقبت شبانه‌روزی در داخل و خارج از خانه هستم. به دلیل ترس از آسیب زدن به خودم- خواسته یا ناخواسته، نمی‌توانم به‌تنهایی از هیچ ماده‌ای استفاده کنم. من نمی‌توانم مصرف داروهایم را خودم اداره کنم چراکه فکر مزاحم به من می‌گوید که ممکن است 40 قرص را به جای یک دانه مصرف کنم. با اینکه این اتفاق غیر ممکن به نظر می‌رسد، من از دوستان، خانواده و متخصصان سوال کرده‌ام، "آیا امکان دارد که شما 40 قرص را به جای یک دانه بخورید؟" پاسخ ساده است: "خیر". ذهن فرد وسواسی او را برای متقاعد کردن نسبت به برخی چیزهای بسیار وحشتناک و کاملاً غیر واقعی مدیریت می‌کند، چیزهایی که غیرواقعی بودن آنها در ذهن یک فرد عادی به‌شدت قابل قبول هستند.

وقتی که من با مراقبم بیرون می‌روم، اگر در حال قدم زدن در خیابان از کنار کسی رد شوم، نفسم را در سینه حبس می‌کنم تا از اینکه چیز "بدی" بگویم جلوگیری کنم. و به محض اینکه به پشت در خانه می‌رسم، با این باور مبارزه می‌کنم که حتماً چیز وحشتناکی به او گفته‌ام- این همان چیزی است که به عنوان "خاطرات کاذب" شناخته شده است. کابرد مشابه این خاطرات برای مثال زمانی است که اگر من در آشپزخانه باشم و از یک چاقو برای بریدن پیاز استفاده کنم، یک فکر یا یک تصویر ظاهر خواهد شد و من بلافاصله چاقو را رها می‌کنم. درست در هفتة گذشته، من آشپزخانه را در حال اشک ریختن ترک کردم چون خودم را تصور می‌کردم که بارها با چاقو به چشمانم ضربه می‌زدم. این تصویر آنقدر واقعی برایم مجسم می‌شود که باید چشمانم را وارسی کنم تا ببینم آیا در واقع این کار را انجام داده‌ام؟ برخی اوقات اگر کسی با من در آشپزخانه باشد، تصور می‌کنم که به او ضربات چاقو خواهم زد.

این روزها من بیشتر تلاش می‌کنم که از شنیدن اخبار روزانه اجتناب کنم، چراکه اگر من برخی از تصادفات وحشتناک یا جرم و جنایت‌ها را بشنوم، مهم نیست که چقدر احمقانه است، اما من خودم را مسئول می‌دانم. اگر متوجه شوم که سرقتی در همسایگی‌ام اتفاق افتاده است، بارها و بارها این فکر را نشخوار می‌کنم تازمانی که بتوانم با خیال راحت به خودم بگویم که من مسئول آن نیستم. مهم نیست که چه حادثه‌ای اتفاق می‌افتد، من همیشه باید پاسخگو باشم و این مسیر دردناک و وحشتناک من در زندگی است. مهم نیست که چه می‌شود من همیشه برای جنایاتی که به‌طور قطع مرتکب نشده‌ام، سرشار از احساس گناه هستم. من می‌گویم تا زمانی‌که با اختلال وسواس- اجبار زندگی می‌کنید هیچ چیزی وجود ندارد که بتوانید با خیال راحت از آن مطمئن باشید.

وسواس بسیار بدتر از ترس‌هایمان عمل می‌کند. وسواس یک اختلال روانی بسیار دردناک و ناتوان کننده است که اغلب از نظر بسیاری از افراد بی‌اهمیت است. این اختلال بارها توسط رسانه‌ها مورد تمسخر واقع شده است که باعث می‌شود افراد مبتلا از صحبت کردن در مورد اختلالشان به دلیل ترس از درک اشتباه یا مسخره شدن بترسند. به همین دلیل برای من بسیار مهم است که جامعة وسواسی، پیر و جوان، برای آگاهی سایر افراد مبتلا، باهم کار کنند تا آنها را آگاه سازند که لازم نیست در سکوت رنج ببرند.

+ نوشته شده توسط ضد وسواس در و ساعت |