ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

درمان وسواس

همواره گفته­ام که «درمان شدن 50 درصد کار، و درمان شده ماندن 50 درصد بقیه آن است». در واقع به اولین نکته­ای که عنوان کردم بازمی­گردیم: وسواس یک اختلال مزمن است. این نکته به ما می­گفت که هرچند شفایی وجود ندارد، اما می­توان با موفقیت بهبود یافت و یک زندگی همانند زندگی سایر مردم داشت. هنگامی که فردی درمان شد چند نکته وجود دارد که باید در نظر گرفته شود. همانطور که در نکته هفتم عنوان شد هدف درمان صحیح آموزش تبدیل شدن افراد به درمانگران خودشان است. چنین درمانی ابزارهای لازم برای انجام این امر را فراهم می­نماید. یکی از این ابزارهای این آگاهی است که دیگر نباید از موقعیت­های ترسناک اجتناب نمود. یک اصل کلی این است که همواه باید فوراً با وسواس­ها [افکار وسواسی] مواجه شد و در مقابل انجام تمام اجبارها [رفتارهای وسواسی] مقاومت نمود. معمولاً زمانی وسواس افراد عود می­کند که از مواجهه با یک ترس وسواسی اجتناب کرده و به دلیل انجام رفتارهای وسواسی از کنترلشان خارج می­شود. علت دیگر ممکن است این باشد که فرد تصور می­کند «درمان شده» است و بدون مشورت با درمانگر خود دارویش را قطع می­کند. متاسفانه، در دوران مصرف دارو مغز به خودی خود اصلاح نمی­شود و با کنار گذاشتن دارو، شیمی مغز به حالت بدکارکرد قبلی بازمی­گردد. سرانجام، برخی افراد ممکن است درمان خود را به طور کامل تکمیل نمایند اما در بازگو نمودن تمام نشانه­های وسواس خود به درمانگر کوتاهی نمایند، یا ممکن است به اندازه کافی تمرین­های مواجهه و سایر تکالیف درمانی را انجام ندهند. در درمان وسواس حیاتی است که تمام نشانه­هایتان را مورد حمله قرار دهید، تا برای هر آنچه که در آینده ممکن است برایتان پیش بیاید آماده باشید.

بسیار مهم است که به خاطر داشته باشید هیچکسی کامل نیست، و هیچکسی نمی­تواند به طور کامل درمان شود. حتی افرادی که به خوبی از دستاوردهای درمانی خود محافظت می­کنند گاهی لغزش داشته و هدف خود را فراموش می­کنند. خوشبختانه، همیشه فرصت مواجهه مجدد وجود دارد و می­تواند شما را به مسیر اصلی بازگرداند. در نهایت از آنجایی که سلامت نتیجه زندگی کردن در یک حالت متعادل است، بسیار مهم است که پس از درمان یک زندگی متعادل با خواب کافی، برنامه غذایی صحیح، ورزش، روابط اجتماعی، و شروع به یک کاری مولد را در پیش بگیرید.

+ نوشته شده توسط ضد وسواس در چهارشنبه بیست و هشتم آبان 1393 و ساعت |

درمان شدن چقدر طول می­کشد؟ به اندازه­ای که برای فرد لازم باشد. بر اساس تجربه می­توان گفت که درمان نشانه­های خفیف وسواس حدود 6 تا 12 ماه زمان می­برد. اگر نشانه­ها شدید باشد، مراجع با سرعت کم کار کند، یا اختلالات دیگری هم وجود داشته باشد، درمان طولانی­تر خواهد شد. بعلاوه، در مورد برخی از افراد لازم است پس از درمان وسواس در مورد بازتوانی جهت بازگشت به زندگی طبیعی کار کنند. وسواس مزمن خسارات زیادی بر توانایی و زندگی فرد وارد می­کند. ممکن است مدت زمان زیادی از برقرار روابط اجتماعی، رفتن سر کار، یا انجام کارهای روزانه منزل، و غیره فرد گذشته باشد. برخی از مبتلایان هرگز چنین کارهایی را انجام نداده­اند. از سر گرفتن چنین فعالیت­هایی ممکن است به زمان لازم برای درمان شدن اضافه شود.

به هر حال، هر چقدر که طول بکشد لازم است که فرایند درمان تا پایان دنبال شود. درمان واقعی، «بهبود نسبی» نیست. افرادی که معتقدند کافیست تا صرفاً نشانه­هایی را درمان کنند که راحت هستند بسرعت خود را در خانه اول خواهند دید. نشانه­های درمان نشده فضای خالی ایجاد شده بواسطه نشانه­های درمان شده را پر خواهند کرد. وقتی این موضوع را برای بیمارانم توضیح می­دهم آن را به جراحی در سرطان تشبیه می­کنم. از آنها می­پرسم، "آیا دوست دارید جراح تمام غده سرطانی را بردارد یا بخشی از آن را باقی بگذارد؟" یا در تشبیه دیگری می­گویم که "درمان مثل یک بازی ساده نیست که وقتی برنده شدید آن را رها کنید و انتظار داشته باشید تمام پول­هایی را که بُرده­اید برای خودتان نگه دارید".

+ نوشته شده توسط ضد وسواس در جمعه شانزدهم آبان 1393 و ساعت |

وبلاگ ضد وسواس

از

هفته جهانی آگاهی درباره وسواس در ایران

حمایت می کند.

۲۱ تا ۲۷ مهرماه ۱۳۹۳

۱۳ تا ۱۹ اکتبر  ۲۰۱۴

هفته ای که در آن هستیم هفته آگاهی از وسواس در سراسر دنیاست و ما به کمک شما احتیاج داریم تا برداشت های موجود درباره وسواس را تغییر دهیم.

* بر اساس یک زمینه یابی ۴۴٪ از جمعیت عمومی احساس می کنند که رگه های از وسواس را دارند و این نشان دهنده عدم آگاهی افراد از وسواس است (انجمن حمایت از افراد مبتلا به وسواس انگلستان، ۲۰۱۳).

* وسواس کیفیت زندگی افراد را در حیطه های تحصیلی، شغلی، خانوادگی و روابط بین فردی تحت تاثیر قرار می دهد.

* وسواس یک اختلال مزمن است و متاسفانه به دلیل عدم آگاهی درباره آن، ننگ ناشی از ابتلا، و عدم دسترسی به درمانگر وسواس حدود ۱۴ تا ۱۷ سال از شروع آن تا مراجعه به درمانگر موثر طول می کشد.

* وسواس آنگونه که توسط برخی موضوع تمسخر و شوخی قرار می گیرد نبوده و یک اختلال واقعی است که نیاز به درمان تخصصی دارد.

با معرفی ضد وسواس در گسترش آگاهی درباره اختلال وسواس سهیم باشیم.

www.zeddevasvas.blogfa.com

 

+ نوشته شده توسط ضد وسواس در جمعه بیست و پنجم مهر 1393 و ساعت |

در استفاده از شهود خودتان برای روبرو شدن با آنچه که وسواس به شما می­گوید همواره می­توانید روی یک چیز حساب کنید: شهودتان همواره شما را گمراه خواهد کرد. فرار یا اجتناب از چیزی که باعث ترس شما می­شود طبیعی است. این رفتار غریزی است. عمومیت این رفتار واقعا مرا شگفت زده می­کند. این رفتار وقتی با یک سگ وحشی یا یک فرد خشمگین روبرو می­شوید خوب است اما چون ترس وسواسی از افکار تکراری درون ذهن شما ناشی می­شود، نمی­توانید از آن فرار کنید. فرار موقت از این نوع ترس بوسیله اجبارها صورت می­پذیرد. وقتی اجبارها به عنوان یک راه حل انتخاب می­شوند، به سرعت خودشان تبدیل به مشکل اصلی در زندگی شما می­شوند. افراد مبتلا به وسواس هرگز به اندازه کافی در کنار ترس­هایشان نمی­مانند تا متوجه شوند که آنها واقعیت ندارند. تنها بوسیله انجام کار مخالف چیزی که غریزه به شما می­گوید خواهید توانست این نکته را درک کنید.

+ نوشته شده توسط ضد وسواس در جمعه هفدهم مرداد 1393 و ساعت |

درمان شناختی رفتاریِ خوب باید با هدف ارائه ابزارهای لازم برای اداره موثر نشانه­های وسواس به شما صورت پذیرد. همانطور که درمان پیش می­رود، مسئولیت هدایت درمان باید به تدریج از درمانگر به شما محول گردد. در حالی که ممکن است درمانگر با ارائه تکالیف طراحی­شده برای کمک به شما جهت مواجهه و غلبه بر ترس­هایتان کار را آغاز کند، شما باید در نهایت یاد بگیرید خودتان موقعیت­های دشوار را شناسایی کرده و تکالیف چالش­برانگیزی برای خودتان طراحی کنید. این روش تبدیل به الگویی خواهد شد برای اینکه شما چگونه مشکلات را در طی زندگی اداره خواهید نمود.

+ نوشته شده توسط ضد وسواس در شنبه یازدهم مرداد 1393 و ساعت |

برای شروع و به طور کاملاً بدیهی، فقط شما همیشه با خودتان همراه هستید. اگر برای اداره اضطراب خود از طریق اطمینان­گیری، پاسخگویی به سوال­هایتان، لمس کردن اشیاء به خاطر شما، یا انجام بخشی از تشریفات به دیگران وابسته باشید وقتی آنها در کنار شما نباشند چه کار خواهید کرد؟ گمان کنم بی­حرکت و درمانده خواهید شد. در صورتی که صرفاً زمانی تکالیف درمانی خود را انجام دهید که دیگران شروع به نق­زدن کنند یا انجام آن را به شما یادآوری کنند نیز همین طور خواهد بود. هیچ کسی بیشتر از خود شما نمی­تواند از شما بخواهد که بهتر شوید. اگر انگیزه شما به قدری ضعیف است که خودتان نمی­توانید به پیش بروید (فرض می­کنیم که از افسردگی درمان نشده هم رنج نمی­برید) بنابراین چیزی درباره درمان اختلال وسواس نخواهید آموخت. همانطور که در آغاز ذکر گردید، از آنجایی که اختلال وسواس اجبار اختلال مزمنی است، باید یاد بگیرید که آن را در تمام زندگی خودتان اداره نمایید. از آنجایی که در هر زمانی صرفاً خودتان را در دسترس خواهید داشت، همواره نیازمند اداره آن به صورت کاملاً مستقل هستید.

+ نوشته شده توسط ضد وسواس در سه شنبه سوم تیر 1393 و ساعت |

انسان­ها همیشه به دنبال راه­حل­های ساده، آسان، و سریع برای مشکلات زندگی هستند. اگرچه هر فرد مبتلا به وسواس آرزو دارد که یک داروی جادویی نشانه­های او را درمان کند، اما در حال حاضر چنین چیزی وجود خارجی ندارد. داروها درمان «کامل» نیستند هر چند «تا اندازه­ای» موثرند. به طور کلی می­توان گفت که اگر بتوانید 60 تا 70 درصد نشانه­هایتان را کاهش دهید نتیجه درمانی خوبی گرفته­اید. البته، همیشه برخی افراد هستند که بگویند نشانه­هایشان به طور کامل با مصرف داروی خاصی درمان شده است. این افراد استثناء هستند. افراد همیشه از من می­پرسند "بهترین دارو برای درمان وسواس کدام است؟" و پاسخ من این است "دارویی که برای شخص شما موثرترین است." من جمله­ای درباره داروها دارم: "هر چیزی برای یک نفر مفید است، اما هیچ چیز برای تمام افراد مفید نیست." فقط به دلیل اینکه داروی خاصی فردی را که می­شناسید درمان کرده است، بدین معنا نیست که برای شما هم مفید خواهد بود.

تکیه صرف بر درمان دارویی به احتمال زیاد منجر به درمان تمام نشانه­های شما نخواهد شد و اگر مصرف آنها را قطع کنید همواره مستعد عود گسترده نشانه­ها خواهید بود. حتی وقتی که درمان دارویی به خوبی انجام می­شود، وقتی مصرف دارو متوقف می­گردد، شیمی مغز شما به سرعت به حالت ناسالم قبلی خود بازمی­گردد. درمان دارویی وقتی بسیار مفید خواهد بود که به عنوان بخشی از درمان جامع به همراه درمان شناختی رفتاری به کار برده شود. داروها در واقع باید به عنوان ابزاری برای کمک به شما جهت انجام درمان شناختی رفتاری مورد استفاده قرار گیرند. مشکل استفاده از داروها انگی است که همراه آنهاست. اینکه شما دارو مصرف کنید به معنی این نیست که ضعیف­تر از دیگران هستید بلکه فقط به معنای نیاز ویژه شما برای موفق شدن است. مصرف داروهای روانپزشکی همچنین به معنی این نیست که شما «دیوانه» هستید. افراد مبتلا به وسواس دیوانه، دارای توهم، یا گیج نیستند. وقتی نشانه­های ایشان درمان شود به اندازه سایر افراد کارآیی دارند.

+ نوشته شده توسط ضد وسواس در جمعه بیست و ششم اردیبهشت 1393 و ساعت |

درمان شناختی رفتاری به عنوان بهترین نوع درمان اختلال وسواس اجبار در نظر گرفته می­شود. عقیده بر این است که اختلال وسواس کسالتی است که ریشه وراثتی همراه با مولفه­های رفتاری دارد و ریشه روانشناختی ندارد. بنابراین درمان کلامی خیلی موثر نخواهد بود. مرور وقایع گذشته زندگی­تان، یا تلاش برای سردرآوردن از اینکه والدین­تان در تربیت شما چه اشتباهی داشته­اند هرگز نشانه­های اختلال وسواس اجبار را از بین نخواهد برد. همچنین سایر درمان­های رفتاری مثل آموزش آرمیدگی یا توقف فکر نیز مفید نیستند. موثرترین نوع درمان رفتاری برای اختلال وسواس مواجهه و جلوگیری از پاسخ است.

مواجهه و جلوگیری از پاسخ شامل روبروشدن تدریجی با افکار و موقعیت­های ترسناک است در حالی که در برابر انجام رفتار وسواسی مقاومت می­کند. هدف این است که در این حالت بمانید تا اضطراب ایجاد شود به طوری که تحمل شما در برابر این افکار و موقعیت­ها افزایش یابد و بیاموزید که اگر رفتار وسواسی نداشته باشید ابداً اتفاقی نخواهد افتاد. اما متاسفانه افراد وسواسی به اندازه کافی در یک موقعیت ترسناک نمی­مانند تا حقیقت را دریابند جز آنهایی که درمان می شوند.

+ نوشته شده توسط ضد وسواس در دوشنبه پانزدهم اردیبهشت 1393 و ساعت |

 افکار وسواسی رویدادهای ذهنی هستند که به طور زیست- شیمیایی تولید شده و به نظر می­رسد که شبیه افکار واقعی فرد باشند اما این طور نیستند. یکی از بیماران من عادت داشت آنها را «افکار تولیدی» بنامد. آنها اسناد جعلی افکار واقعی، یا میوه­های پلاستیکی در عوض میوه واقعی هستند. افکار وسواسی به عنوان رویدادهای زیست- شیمیایی براحتی براساس اراده فرد از بین نمی­روند. پژوهش در زمینه فرونشانی فکر نشان داده است که هرچه بیشتر سعی کنید درباره چیزی فکر نکنید، به طور متناقض بیشتر به آن فکر خواهید نمود. یک روش واقعی برخورد با افکار وسواسی که به بیمارانم یاد می­دهم این است که «اگر می­خواهید کمتر به آن فکر کنید، بیشتر به آن فکر کنید!» شما نمی­توانید از ترس­های ایجاد شده بواسطه افکار وسواسی خود فرار کرده یا از آنها اجتناب کنید. ترس همینطور در ذهن ایجاد می­شود و مهم است که بپذیرید مفری برای آن وجود ندارد. باید با ترس­ها مواجه شد. افراد وسواسی به اندازه کافی در حالت ترس باقی نمی­مانند تا یاد بگیرند که ترس­هایشان غیرمنطقی است و اضطرابشان خود به خود و بدون انجام رفتار وسواسی یا اعمال خنثی­ساز دیگر از بین خواهد رفت.

+ نوشته شده توسط ضد وسواس در سه شنبه نهم اردیبهشت 1393 و ساعت |

هرچند علتش مشخص نیست اما این دو مهمترین ویژگی اختلال وسواس محسوب می­شوند. تا زمانی که این دو را نشناخته­اید نمی­توانید وسواس را بشناسید. در قرن نوزدهم اختلال وسواس به نام «بیماری شک کردن» شناخته می­شد. وسواس می­تواند باعث شود فرد مبتلا درباره اساسی­ترین مسائل مربوط به خود، دیگران، یا دنیای پیرامون شک کند. بیمارانی را دیده­ام که درباره تمایلات جنسی­شان، سلامت عقلانی خود، ادراک­های خود، مسئول سلامت تمام افراد غریبه بودن، احتمال تبدیل شدن به یک قاتل، و غیره شک داشته­اند. حتی بیمارانی را دیده­ام که درباره اینکه واقعاً زنده هستند یا نه شک داشته­اند. شک و تردید یکی از کیفیات دیوانه­کننده وسواس است. شک می­تواند هوشمندی باهوش­ترین افراد را نیز از بین ببرد. شک­هایی وجود دارد که نمی­توان متوقف­شان کرد. شک­هایی وجود دارد که هر روز قدرتمندتر می­شوند. آنها باعث می­شوند که فرد مبتلا صدها بار یک چیز را وارسی کند، یا سوال­های بی­پایانی را از خود یا دیگران بپرسد. حتی وقتی پاسخی پیدا می­شود، فقط برای چند دقیقه مورد پذیرش واقع می­شود، فقط تا زمانی که کنار گذاشته شود، انگار که اصلاً وجود نداشته است. تنها زمانی که فرد وسواسی بیهودگی تلاش برای از بین بردن چنین شکی را متوجه شود ممکن است رو به بهبودی بگذارد.

احساس گناه بخش مشقت­بار دیگری از این اختلال است. ایجاد احساس گناه در مورد هرچیزی در وسواسی­ها بسیار آسان است، به طوری که بسیاری از ایشان همواره مقدار زیادی احساس گناه دارند. وسواسی­ها اغلب در مورد مسائلی احساس مسئولیت می­کنند که هیچ فرد دیگری درباره آن مسائل این طور نیست.

+ نوشته شده توسط ضد وسواس در پنجشنبه چهاردهم فروردین 1393 و ساعت |