درمان با دارو باعث عدم پذيرش مسئوليت وسواس توسط فرد وسواسي مي شود يعني اينكه فرد باور مي كند وسواس او از حوزه اراده اش خارج است و هيچگونه كنترلي بر آن ندارد و براي اين ادعا ي خود به اثر دارو در كنترل وسواس اسناد مي كند. پس تلاش ديگري براي درمان نمي نمايد. بايد دانست كه دارو ممكن است جلوي احساس اضطراب و اعمال وسواسي را بگيرد اما تاثيري بر روي فكر كه منشاء ايجاد اضطراب است ندارد. همچنين تاثير دارو موقتي است چه بسا وقتي مصرف دارو قطع شود بيماري با علائم شديد تري بروز نمايد.از طرفي خوردن دارو نوع ديگري از اجبار براي فرد فراهم مي آورد يعني دارو بخور تا وسواس نداشته باشي! از آنجا كه وسواس خود نوعي اجبار است پس با خوردن دارو تنها شكل اجبار تغيير مي يابد اما هيچگاه به اختيار و درمان تبديل نمي شود. در حقيقت دارو گرفتن نوعي وابستگي است در صورتيكه هدف درمان در مكتب شفا رسيدن به خود رهبري و خود مختاري و استقلال مي باشد.
+ نوشته شده توسط ضد وسواس
|
